بازی با زمان در فیلم منگی

به گزارش وبلاگ کانادا، یک دایره بسته بدون امکان خروج که محدودیت های فراوری و پخش به آن حد زده و مهارش نموده است که شاید توهمی از به انتها رسیدن را برساند. شیوه مادی فراوری فیلم منگی به نسبت مقتصدانه است و قابلیت انعطاف بالایی دارد.

بازی با زمان در فیلم منگی

محمدحسن خدایی| رسول کاهانی در فیلم منگی همان مسیری را در سینما طی می نماید که پیش تر در تئاتر آزموده است. یعنی روایت کردن شرایط بحرانی شخصیت هایی که چشم اندازی برای رهایی خود نمی یابند، اما به هر حال از کوشش کردن هم برای نیل به مقصود دست برنمی کشند.

کاهانی به میانجی فرم، بحران مابین آدم ها را شدت می بخشد و به وسیله تکرار، زمان جاری و ساری میان شخصیت ها را کش دار می نماید. گویی با امر سپری نشده روبرو هستیم که قرار نیست ما را رها کند. فیلم منگی یادآور اجرا های تئاتری کاهانی است.

فی المثل طلاق دریافت خواهر و کوشش برادر عظیم تر برای بازپس گیری جهیزیه و میراث خانوادگی، یادآور نمایش تحت تاثیر است و خرده روایت ها در باب ساخت و ساز مسکن یادآور نمایش شربت سینه. گویا منگی در ابتدا برای تئاتر نوشته شده و بعد ها بنابر ضرورت به فیلمنامه تبدیل شده است.

اما هر چه باشد می توان همان دغدغه های تئاتری کاهانی را در فیلم منگی هم مشاهده کرد. یعنی بحران مالی که روابط آدم ها را دستخوش تلاطم نموده و به زوال اخلاقِ جامعه شدت می بخشد تا منزلت آدم ها در معرض فرسایش قرار گیرد. در فیلم منگی با شبکه ای از بحران ها روبه رو هستیم که منافع شخصیت ها را به یکدیگر پیوند می زند و گاه آنان را مقابل یکدیگر قرار می دهد.

همه به درجاتی خطاکار هستند و پنهان کاری و دروغ، تنظیم گر مناسبات و راهی برای عبور از سختی ها. داستان منگی در رابطه با زوجی است در آستانه طلاق و جدایی. زن بعد از مدت ها توانسته آدرس محل اختفای شوهر خویش را بیابد و برای مشخص تکلیف زندگی مشترک، به همراه برادر عظیم تر به ویلایی در شمال کشور مراجعه کند تا شاید تکلیف زندگی اش روشن گردد.

اما ترکیب بحران ها و آشکار شدن گاه و بیگاه پنهان کاری ها، شیرازه امور را از هم می پاشاند و موجب اختلافات و ائتلاف های تازه می گردد؛ گویی همه در حالت منگی و کرختی هستند و ناتوان از تمشیت امور. کاهانی تنها به طلاق این زوج بسنده نمی نماید و نشان می دهد که چگونه تمامی شخصیت ها با خبط و خطاهای شان در شکل گیری این شرایط نابهنجار سهیم بوده اند.

فی المثل به یاد بیاوریم که زن و شوهر بی آنکه نسبت خویش را با زندگی زناشویی روشن نموده باشند، وارد رابطه ای پنهانی با کسی دیگر شده اند. مرد در غیاب همسر، زنی جوان به نام آزاده را صیغه نموده و با مشارکت دوست خود، در پی ساخت وساز قطعه زمین او است.

با آنکه آزاده از این مرد باردار شده، اما مرد حاضر نیست این واقعیت را به همسر خویش اعلام کند. زن هم در این مدت با پسر عمویش که روزگاری خواستگارش بوده، وارد رابطه ای عاطفی شده و این قضیه را از همه پنهان نموده است.

بنابراین شبکه ای از پنهان کاری ها به بحرانی دامن زده است که اخلاقیات را هدف قرار داده و از یک منظر جزو به کل، نشانگر زوال عمومی مردمان جامعه است.

رسول کاهانی به وسیله فرم این بحرانی شدن روابط و مناسبات را موکد می نماید. فیلمبرداری پلان- سکانس، بدون قطع زمان، تمهیدی است زیباشناسانه برای بسط و گسترش دادن زمان. دوربین مدام مابین فضا و مکان در حرکت است تا همان ده الی بیست دقیقه پرالتهاب را به زمانی در حدود 82 دقیقه برساند.

بی شک حوادث، دیالوگ ها و کنش ها در این مدت حدودا نود دقیقه ای تغییر نمی نماید، اما به نمایش گذاشتن یک صحنه از زوایای مختلف، این توان را دارد که نگاه خیره تماشاگران را به فراز و فرود یک واقعه بدوزد. نوعی رویکرد پدیدارشناختی به زندگی روزمره از منظر های گوناگون که به تدریج با افشا شدن راز ها و پنهان کاری ها، تماشاگران را واجد این امکان اخلاقی می نماید که به قضاوت در باب کنش ورزی و عاملیت افراد بنشینند.

منگی از همان نقطه که شروع می گردد به خاتمه می رسد؛ گویی این دقایق پرالتهاب هیچ گاه سپری نخواهند شد و تنها می گردد از منظر های مختلف به تماشایش نشست.

یک دایره بسته بدون امکان خروج که محدودیت های فراوری و پخش به آن حد زده و مهارش نموده است که شاید توهمی از به خاتمه رسیدن را برساند. شیوه مادی فراوری فیلم منگی به نسبت مقتصدانه است و قابلیت انعطاف بالایی دارد.

بازیگرانی که از عرصه تئاتر در این فیلم حضور یافته اند به خوبی از پس نقش های مختلف برآمده و در آینده می توانند سینمای بدنه را کمک برسانند. کاهانی به مانند شهرام مکری به وسیله فرم می خواهد جهان مطلوب خویش را بسازد، اما سینمای او همچنان به تجربه ورزی های تئاتری او وامدار است. کاهانی در قصه گویی توانا است، این را می توان از اجرا هایی که در تئاتر داشته فهمید.

او از تکنیک های سینمایی برای از کار انداختن منطق بازنمایی در فراوریات تئاتری بسیار بهره برده است. بنابراین بازی کردن با زمان در منگی شاید آن جسارت تئاتری را برای او به ارمغان نیاورد. از این منظر شاید بهتر آن باشد که در کارگردانی سینما، فرم های نوین را به کار بندد و از بداعت و نابهنگامی نهراسد.

به هر حال سینما روایت بحران است و تمنای غلبه بر آن. منگی نگاهی است به یک اجتماع کوچک انسانی گرفتار بحران. موقعیت های تعین ناپذیر که در آن افراد توان آن را ندارند که صندلی شان را به دست آورند. شاید تنها کنش حقیقتا اخلاقی را آزاده به اجرا می گذارد: علیه دروغ ها و تحقیر ها موضع دریافت و ترک این خانه و یحتمل به جهان آوردن کودکی که در راه است.

منبع: فرادید

به "بازی با زمان در فیلم منگی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "بازی با زمان در فیلم منگی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید